پرويز اذكائى

133

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

ترجمه كرده‌اند ، مناسبت تامّى با « دئنا » دارد كه هم ايزد دين مزديسناست ؛ و تمام « دين يشت » - يعنى ستايش « دين » در اوصاف « راست‌ترين علم مزدا آفريده » است « 1 » . دانشمند فيلسوف معاصر ايرانى دكتر سيّد حسين نصر نيز ، در توضيح همين وحدت دين و دانش و حكمت در ايران باستان از جمله چنين مىگويد : « از اينكه ايرانيان افرادى مانند افلاطون و ارسطو كه در كتب علىحدّه به بحث در فلسفه پرداختند به وجود نياوردند ، ابراز تأسّف نبايد كرد و از آن بدتر به جعل اين نوع افراد نبايد پرداخت ، چون نبوغ تمدّن‌هاى شرقى كه ايران از اهمّ آنها بود ، همانا حفظ وحدت نظر دربارهء واقعيّت و امتناع از جدا كردن علم و دين و فلسفه از يكديگر بود » « 2 » . ليكن متأسفانه به قول جان برنال تاريخ‌نگار نامدار علم : « به سبب از ميان رفتن كتاب‌هاى ايران باستان و دسترسى نداشتن به مدارك كافى ، نسبت به سهم ايرانيان در علم جهان ارجى كم نهاده‌اند . در تاريخ جهان بايد به مقام ايران همراه با آسياى مركزى و شمال غربى هند توجّه خاصى مبذول داشت . فرهنگ‌هاى مصر و بابل عهد مفرغ به دو شاخه تقسيم شد كه از آن دو يكى در يونان و روم جوانه زد ، و ديگرى در ايران و كشورهاى شرق بارور شد . جنگ‌هاى ايران و يونان موجب اختلاط فرهنگى ميان اين دو كشور بود ، كه بعد از فتوحات اسكندر همچنان ادامه يافت . در سرتاسر عهد ظلمت در اروپا همان‌طور كه رومىها در برابر بربرهاى شمال شرق ايستادگى مىكردند ، ايران نيز در برابر هجوم وحشيان جنوب شرقى از ذخائر تمدّن بشرى پاسدارى مىكرد . شاهان ساسانى و خلفاى عباسى از علم حمايت مىكردند . صرف به كار بردن زبان عربى تا اندازهء زيادى موجب شده است كه سهم ايرانيان در علم اسلامى ناديده گرفته شود . ايرانيان در همهء زمينه‌ها به‌ويژه در زمينهء تكنولوژى ، استعمال طاق و قبّه و مهندسى هيدروليك نقش مهمى به عهده داشته‌اند . در علم اخترشناسى و تركيب انديشه‌هاى يونانى و بابلى و احتمالا چينى براى پايه‌ريزى جبر و مثلّثات نيز ايرانيان سهم بزرگى داشته‌اند » « 3 » . اما دانش‌هاى دوران هخامنشى موافق با يك نگره ، بيشتر جنبهء عملى و

--> ( 1 ) . يشتها ( گزارش پورداوود ) ، ج 2 ، ص 157 - 158 و 174 - 175 . ( 2 ) . گوشه‌اى از سيماى تاريخ تحوّل علوم در ايران ( مجموعهء مقالات تحقيقى ) ، تهران ، وزارت علوم و آموزش عالى ، 1353 ، ص 12 . ( 3 ) . علم در تاريخ ، ج 1 ، ترجمهء پيرانفر - فانى ، تهران ، اميركبير ، 1354 ، ص 208 .